۸ پرده از چرایی افزایش نرخ ارز؛ وقتی همه چیز دست به دست هم می‌دهد

جهش نرخ ارز در ایران نتیجه یک عامل واحد نیست، بلکه حاصل ترکیب ریسک‌های سیاسی، کاهش عرضه ارز، تورم مزمن و افزایش تقاضای احتیاطی است.

به گزارش خبرنگار مهر، جهش نرخ ارز در اقتصاد ایران نتیجه یک اتفاق واحد نیست بلکه جهش‌ها زمانی رخ می‌دهد که چند نیروی همزمان، سمت عرضه و تقاضا را تحت تأثیر قرار دهند و به‌یکباره انتظارات افزایش نرخ ارز میان فعالان اقتصادی شکل بگیرد، به‌گونه‌ای که در بازار ارز تقاضای احتیاطی و هیجانی ایجاد کند. در اقتصاد ایران، عوامل متعددی از جمله درآمدهای نفتی، تحریم‌ها، شرایط سیاسی، تورم مزمن و محدودیت‌های سیاستگذاری پولی و ارزی در تعیین نرخ ارز اثرگذارند. بنابراین برای تحلیل وضعیت بازار ارز و چرایی افزایش نرخ ارز باید تمام این عوامل را در کنار یکدیگر بررسی و تحلیل کنیم.

بعد از جنگ رمضان و اعلام آتش‌بس، احتمال توافق ایران و آمریکا بر سر پایان جنگ وجود داشت و بازار ارز روزهای نسبتا با ثباتی را طی کرد اما بعد از به نتیجه نرسیدن مذاکرات، دشمن آمریکایی استراتژی خود را از جنگ نظامی به محاصره و جنگ اقتصادی تغییر داد. ایران نیز متقابلا با بسته نگه داشتن تنگه هرمز جنگ اقتصادی را پاسخ داد.

این اتفاق موجب شد که مجموعه‌ای از عوامل بنیادی و کوتاه‌مدت افزایش نرخ ارز در کنار یکدیگر قرار بگیرند؛ از کاهش جریان ورود ارز به اقتصاد گرفته تا افزایش ریسک‌های سیاسی، رشد تقاضای احتیاطی و محدود شدن توان سیاستگذار برای کنترل بازار.

وقتی دلار وارد کشور نمی‌شود

یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر نرخ ارز، کاهش جریان ورود ارز به اقتصاد است. در اقتصاد ایران، درآمدهای حاصل از صادرات نفت و کالاهای غیرنفتی یکی از منابع اصلی تأمین ارز محسوب می‌شود. بنابراین هرگونه کاهش در صادرات یا کاهش دسترسی به درآمدهای حاصل از آن، عرضه ارز را محدود می‌کند.

البته مسئله صرفا میزان صادرات نیست. در شرایط تحریمی، انتقال درآمدهای ارزی، دسترسی به منابع حاصل از صادرات و بازگرداندن آن به چرخه اقتصادی نیز اهمیت دارد. به همین دلیل ممکن است حتی در شرایطی که بخشی از صادرات ادامه دارد، عرضه موثر ارز کمتر از میزان درآمدهای صادراتی باشد. کاهش عرضه در بازاری که تقاضای آن همچنان بالاست، طبیعی است که فشار صعودی بر نرخ ارز ایجاد کند.

ریسک سیاسی چگونه بازار ارز را به‌هم می‌ریزد؟

بازار ارز به‌شدت به اخبار و تحولات سیاسی حساس است. افزایش احتمال درگیری نظامی یا تشدید تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند پیش از آنکه اثر واقعی خود را بر تجارت خارجی نشان دهد، از طریق انتظارات بر نرخ ارز اثر بگذارد.

در چنین شرایطی، فعالان اقتصادی ممکن است احتمال محدودتر شدن صادرات نفت، اختلال در تجارت خارجی یا دشوارتر شدن دسترسی به منابع ارزی را در تصمیمات خود لحاظ کنند. از سوی دیگر، خانوارها و بنگاه‌ها نیز ممکن است برای محافظت از ارزش دارایی‌های خود، خرید ارز را افزایش دهند. در نتیجه افزایش نااطمینانی می‌تواند همزمان عرضه مورد انتظار ارز را کاهش و تقاضا برای آن را افزایش دهد؛ ترکیبی که با همراهی هرگونه ریسک سیاسی زمینه‌ساز جهش نرخ ارز خواهد بود.

تحریم فقط صادرات را هدف نمی‌گیرد

تحریم‌ها معمولا از دو مسیر بر بازار ارز اثر می‌گذارند: کاهش درآمدهای ارزی و دشوار کردن انتقال و تسویه آن‌ها. حتی اگر صادرکننده بتواند کالا یا نفت خود را بفروشد، ممکن است انتقال پول حاصل از معامله با محدودیت مواجه شود.

افزایش هزینه مبادلات، استفاده از واسطه‌ها و مسیرهای غیرمستقیم، طولانی شدن فرآیند تسویه و محدودیت دسترسی به شبکه بانکی بین‌المللی، همگی باعث می‌شوند بخشی از ارز موجود عملا با سرعت و سهولت کمتری در اختیار اقتصاد قرار گیرد. بنابراین اثر تحریم را نباید تنها با کاهش صادرات اندازه‌گیری کرد. دسترسی به ارز به اندازه تولید یا کسب درآمد ارزی اهمیت دارد و اختلال در کانال‌های انتقال می‌تواند فشار قابل‌توجهی بر بازار ایجاد کند.

تورم بالا؛ فشار دائمی بر ارزش ریال

یکی از عوامل بنیادی‌تر در تعیین نرخ ارز، تفاوت تورم داخلی و خارجی است. وقتی سطح عمومی قیمت‌ها در ایران با سرعت بیشتری نسبت به اقتصادهای طرف معامله افزایش پیدا می‌کند، ارزش واقعی ریال در طول زمان کاهش پیدا می‌کند.

تورم بالا همچنین انتظارات مردم درباره آینده ریال را تحت تأثیر قرار می‌دهد. وقتی خانوارها و بنگاه‌ها انتظار دارند قدرت خرید پول ملی همچنان کاهش پیدا کند، نگهداری دارایی به شکل ریالی جذابیت کمتری پیدا می‌کند. در مقابل، ارز، طلا و سایر دارایی‌ها می‌توانند به گزینه‌هایی برای حفظ ارزش تبدیل شوند. به این ترتیب، تورم هم یک عامل بنیادی تضعیف پول ملی است و هم می‌تواند از طریق افزایش تقاضا برای دارایی‌های جایگزین، فشار بیشتری بر بازار ارز وارد کند.

وقتی تقاضای ارز از نیاز واقعی اقتصاد فراتر می‌رود

همه تقاضا برای ارز ناشی از واردات یا نیازهای تجاری نیست. در دوره‌های بی‌ثباتی اقتصادی، بخشی از تقاضا ماهیت احتیاطی پیدا می‌کند. افراد و بنگاه‌ها ممکن است ارز را نه برای انجام یک معامله مشخص، بلکه برای محافظت از دارایی خود در برابر کاهش ارزش ریال خریداری کنند.

این رفتار زمانی تشدید می‌شود که انتظار افزایش بیشتر نرخ ارز در جامعه شکل بگیرد. در چنین شرایطی، حتی افرادی که در حالت عادی نیازی به ارز ندارند ممکن است خرید خود را جلو بیندازند. همین رفتار می‌تواند یک چرخه ایجاد کند: انتظار افزایش نرخ ارز، تقاضا را بالا می‌برد؛ افزایش تقاضا نرخ ارز را بالا می‌برد و افزایش نرخ ارز، انتظار افزایش بیشتر را تقویت می‌کند.

چرا یک شوک کوچک می‌تواند جهش بزرگی ایجاد کند؟

ساختار بازار ارز نیز در اندازه جهش‌ها اهمیت دارد. بازاری که عمق محدودی دارد و حجم عرضه و تقاضای آن در هر لحظه چندان بزرگ نیست، نسبت به شوک‌های جدید حساس‌تر است. در چنین بازاری، تغییر نسبتا کوچک در تقاضا می‌تواند اثر بزرگی بر قیمت داشته باشد.

این مسئله می‌تواند باعث بیش‌جهش نرخ ارز شود؛ یعنی نرخ ارز در کوتاه‌مدت بیش از میزانی که عوامل بنیادی بلندمدت توجیه می‌کنند، افزایش پیدا کند. بنابراین تمام افزایش نرخ ارز الزاما به معنای تغییر دائمی در متغیرهای بنیادی نیست. بخشی از جهش ممکن است ناشی از واکنش شدید یک بازار کم‌عمق به یک شوک باشد و در صورت کاهش نااطمینانی یا بازگشت عرضه، امکان تعدیل داشته باشد.

دست سیاستگذار برای مداخله چقدر باز است؟

بانک مرکزی در شرایط مختلف می‌تواند با عرضه ارز و استفاده از ابزارهای سیاستی برای کاهش نوسانات بازار مداخله کند. اما توانایی مداخله تنها به وجود ذخایر ارزی وابسته نیست بلکه در صورت وجود عوامل بنیادی و ساختاری متعدد، توان بانک مرکزی محدودتر می‌شود.

اگر فعالان اقتصادی تصور کنند منابع یا ظرفیت سیاستگذار برای کنترل بازار محدود است، ممکن است مداخلات کوتاه‌مدت اثر محدودی داشته باشند. حتی در مواردی، انتظار برای کاهش بیشتر ارزش پول ملی می‌تواند باعث شود بخشی از تقاضا به آینده منتقل نشود و برعکس، زودتر وارد بازار شود. بنابراین محدود شدن توان مداخله می‌تواند اثر سایر شوک‌ها را تشدید کند و توان سیاستگذار برای مدیریت انتظارات را کاهش دهد.

دلار جهانی؛ عاملی بیرونی اما نه تعیین‌کننده

بازار ارز ایران از تحولات اقتصاد جهانی نیز جدا نیست. تغییر ارزش دلار در بازارهای بین‌المللی می‌تواند بر نرخ برابری سایر ارزها، شرایط تجارت خارجی و هزینه واردات اثر بگذارد و از این مسیر به بازار داخلی منتقل شود.

با این حال، اهمیت این عامل باید در چارچوب شرایط خاص اقتصاد ایران ارزیابی شود. در اقتصادی که با تورم بالا، محدودیت‌های تحریمی، ریسک‌های ژئوپلیتیک و مشکلات دسترسی به منابع ارزی مواجه است، نوسانات دلار در بازار جهانی معمولا نمی‌تواند به‌تنهایی جهش‌های بزرگ نرخ ارز داخلی را توضیح دهد. این عامل بیشتر می‌تواند به‌عنوان یک نیروی بیرونی در کنار عوامل داخلی عمل کند و شدت یا جهت برخی تحولات بازار را تغییر دهد.

آنچه از بررسی این عوامل به دست می‌آید این است که جهش نرخ ارز را نمی‌توان به یک خبر سیاسی، یک تصمیم اقتصادی یا کاهش عرضه ارز تقلیل داد. مجموعه‌ای از عوامل در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند: کاهش جریان مؤثر ارز، افزایش ریسک‌های سیاسی، محدودیت کانال‌های انتقال پول، تورم بالا، افزایش تقاضای احتیاطی، عمق محدود بازار و کاهش قدرت مداخله سیاستگذار. نکته مهم‌تر، ارتباط میان این عوامل است. یک شوک سیاسی می‌تواند انتظارات را تغییر دهد؛ تغییر انتظارات تقاضای احتیاطی را افزایش دهد؛ افزایش تقاضا در بازاری کم‌عمق قیمت را بیشتر بالا ببرد و افزایش نرخ ارز نیز خود به تشدید انتظارات تورمی منجر شود. به همین دلیل، جهش نرخ ارز بیش از آنکه محصول یک عامل منفرد باشد، نتیجه هم‌افزایی چند نیروی اقتصادی و سیاسی است که یکدیگر را تقویت می‌کنند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا