اقتصاد ایران در محاصره روایت‌های غیر مستند/ از دام روایت‌های جهت‌دار رها شویم

یک کارشناس اقتصادی گفت: بسیاری از قضاوت‌ها درباره عملکرد اقتصادی سال‌های نخست انقلاب، با واقعیت‌های تاریخی فاصله دارد و برخلاف تصورات رایج، راه برای اصلاح و پیشرفت در فضای فکری و اقتصادی کشور بسته نیست؛ مشروط بر آنکه بتوانیم با روش‌های علمی، تفاوت میان «مقام نظر» و «مقام اجرا» را درک کنیم و از دام روایت‌های جهت‌دار و غیرکارشناسی رها شویم.

به گزارش ایسنا، مراد راهداری نویسنده کتاب «روش‌شناسی و مبانی نقد در اندیشه‌ها و تحلیل رخدادهای اقتصادی»، در نشستی با عنوان جنگ روایت‌ها؛ کاوشی در سازوکارهای مهندسی اندیشه‌ها و واقعیت‌ها اظهار کرد: پس از انقلاب اسلامی، اظهارنظرها و قضاوت‌های مختلفی درباره کنشگران و عناصر فعال سیاسی در دهه‌های نخست انقلاب صورت گرفته است. به عنوان نمونه، گفت‌وگوها و اظهارنظرهایی از سوی برخی چهره‌ها مطرح شده که درباره چند سال نخست انقلاب مطالبی بیان کرده‌اند که نمی‌توان به راحتی از کنار آن‌ها گذشت و گاه اجحاف و ظلمی در حق واقعیت صورت گرفته است.

وی افزود: پس از ماه‌ها گفتگو و بهره‌گیری از منابع غنی در پژوهش این کتاب که شامل حدود ۵۰۰ منبع فارسی و ۳۰۰ منبع انگلیسی است به این نتیجه رسیدیم که در طول تحصیل در مقاطع کارشناسی و دکترا و حتی در حیات اجتماعی، جای یک شاخه علمی تحت عنوان «روش‌شناسی نقد» در علوم اجتماعی خالی است.

این اقتصاددان افزود: در حوزه‌هایی مانند ادبیات، سینما و حتی ورزش (نقد فیلم یا کارشناسی مسابقات فوتبال)، جایگاه مشخصی دارد؛ اما در حوزه تخصصی اقتصاد، افراد به راحتی در رسانه ملی اظهارنظر می‌کنند، در حالی که معیارهای علمی برخی برائت‌ها و استدلال‌ها قابل پذیرش نیست و این پرسش مطرح می‌شود که کتب و نظریات علمی چگونه باید نقد و ارزیابی شوند.

راهداری با اشاره به بخش‌های مختلف کتاب خود تصریح کرد: بخشی از این اثر به بررسی اظهارنظرهای چهره‌هایی مانند ابوالحسن بنی‌صدر درباره وقایع، سیاست‌ها و رخدادهای چند سال نخست انقلاب اسلامی و امتداد آن تا دهه اخیر اختصاص دارد که باید میان «تضارب آرا» و «جنگ روایت‌ها» تمایز قائل شد. تضارب آرا امری طبیعی و سازنده است؛ برای مثال، اگر دو صاحب‌نظر با رعایت اخلاق، دیدگاه‌های متفاوتی درباره نرخ ارز یا مهار تورم داشته باشند، این تضارب آراست. اما وقتی پای صحت و سقم، راست و دروغ، و حق و باطل به میان می‌آید و طرف مقابل در تحلیل‌های خود از مطالب غیرواقعی استفاده می‌کند، وارد حوزه «جنگ روایت‌ها» شده‌ایم.

وی با اشاره به اهمیت وفاداری به واقعیت‌های تاریخی تاکید کرد: اظهارنظرهای شخصی بنی صدر در تاریخ شفای در گفتگو با فرد مصاحبه کننده ۰آقای الیاسی) درباره شخصیت‌هایی چون شهید رجایی، شهید بهشتی و حتی عناصر جریان ملی همچون مهندس بازرگان، در با واقعیت فاصله دارد و نوعی ظلم به تاریخ است. اگر رویدادهای اوایل انقلاب به‌درستی و مطابق واقعیت روایت نشوند، به‌ویژه برای نسل‌های بعدی، انحراف ایجاد خواهد کرد و بر حال و آینده تاثیر منفی می‌گذارد؛ بنابراین نقد درست مانند یک پالایشگاه عمل می‌کند و کار ساده‌ای نیست و نیازمند اشراف کامل بر موضوع است.

این پژوهشگر اقتصادی خاطرنشان کرد: به عنوان نمونه، در مقایسه‌ای میان دیدگاه‌های اقتصادی موجود، از یک سو اقتصاددانانی مانند دکتر مسعود نیلی بر این نکته تاکید دارند که دولت‌ها طی بیش از ۴۰ سال گذشته از تاریخ نیاموخته‌اند و دخالت دولت یا سیاست‌های یارانه‌ای نتیجه نداده و آزادسازی می‌تواند بهینگی ایجاد کند و از سوی دیگر، دیدگاه‌های متفاوتی از جمله دکتر مومنی مطرح است که بر ضرورت کنترل و مدیریت دولتی پافشاری کرده و نسبت به پیامدهای زیان‌بار شوک‌درمانی و آزادسازی هشدار می‌دهند و در چنین شرایطی، پرسش این است که مخاطب چگونه باید روایت درست را تشخیص دهد.

وی افزود: اما وقتی به ادعاهای افراد حاشیه‌نشین یا جریان‌های معاند درباره شخصیت‌هایی چون شهید بهشتی یا مدیریت کلان کشور در سال‌های نخست انقلاب رجوع می‌کنیم، با ادعاهایی مواجه می‌شویم که فراتر از تضارب آراست. مثلا ادعا می‌شود که کابینه نخست‌وزیران وقت از نظر تجربه و سواد مشکل داشته‌اند و بنی صدر در بخشی از صحبت های خود گفته بود ه شهید بهشتی معنای لیبرالیسم را نمی‌دانست در حالی که وی هم در خارج از کشور حصور داشته و تحصیل کرده بود و هم اشراف کاملی به مسائل داشت و وقتی تاریخ را بررسی می‌کنیم، دلیل انتخاب چهره‌هایی مانند مهندس بازرگان به عنوان نخست‌وزیر، سابقه اجرایی ایشان در دولت مصدق بوده است و سایر اعضای معرفی‌شده نیز از تحصیلات عالی برخوردار بوده‌اند و طرح این‌گونه روایت‌ها در سال‌های سخت و دشوار پس از انقلاب، نیازمند هوشمندی و نقد علمی است.

این استاد اقتصاد تصریح کرد: در آن دوران حساس، به عنوان نمونه مهندس موسوی، نخست‌وزیر وقت، به مرحوم دکتر نوربخش ماموریت می‌دهد که در سفر به الجزایر بررسی کند آیا امکان دریافت وام یا جذب سپرده‌گذاری و سرمایه‌گذاری خارجی در بانک‌های ایران وجود دارد یا خیر؛ سفری که در نهایت بدون نتیجه ماند. در آن مقطع، کل بودجه کشور رقمی حدود هفت میلیارد دلار بود که سه میلیارد دلار آن مستقیما صرف جنگ می‌شد و اداره امور کشور تنها با چهار میلیارد دلار صورت می‌گرفت. در همان شرایط، برخی افراد از جمله بنی‌صدر، بدون ارائه راهکار عملی، با کسری بودجه مخالفت می‌کردند و این رویدادها نشان می‌دهد برای دستیابی به صحت و سقم موضوعات تاریخی، باید روایت‌ها را در کنار هم گذاشت و از صافی روش‌های گوناگون شناخت عبور داد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا