«معماری نوین امنیت غذایی»-۶|آب مسئله کشاورزی؛یا کشاورزی مسئله آب؟

پژوهشگر ارشد و مدیر ملی حوزه کشاورزی و امنیت غذایی، در یادداشتی به مسئله آب کشاورزی پرداخته است.

 محسن مردی، استاد پژوهش، مدیر ملی، و تحلیل‌گر راهبردی کشاورزی و امنیت غذایی در ششمین بخش از این مجموعه به ضرورت اصلاح شیوه تصمیم‌گیری درباره آب و کشاورزی پرداخته است. متن یادداشت وی در تسنیم به این شرح است:

” کمبود آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک واقعیتی انکارناپذیر است. در ایران نیز محدودیت منابع آب بر تولید کشاورزی و زندگی مردم اثر می‌گذارد. با این حال، برای سیاستگذار، شناخت این محدودیت به‌تنهایی کافی نیست. باید روشن شود با منابع موجود چه میزان تولید را می‌توان پایدار نگه داشت و تصمیم‌های امروز چه تعهدی برای سال‌های آینده ایجاد می‌کند. بخش مهمی از بحران آب به شیوه تصمیم‌گیری درباره مصرف و تخصیص آن برمی‌گردد. اگر توسعه کشاورزی بدون توجه به ظرفیت منابع آب دنبال شود، افزایش عرضه آب نیز ممکن است به توسعه مصرف بینجامد و ناترازی را پابرجا نگه دارد. تأمین منابع تازه زمانی نتیجه پایدار خواهد داشت که با اصلاح نحوه بهره‌برداری همراه باشد.

این گزاره‌های مهم به این دلیل است که با توجه به حجم قابل توجه مصرف آب در حوزه کشاورزی، تصمیم‌های مربوط به آب و کشاورزی از یکدیگر جدا نیستند. انتخاب محصول، توسعه سطح زیر کشت و سرمایه‌گذاری در واحدهای تولیدی، همگی به دسترسی پایدار به آب وابسته‌اند. وقتی انتخاب محصول فقط بر پایه قیمت روز بازار و درآمد کوتاه‌مدت صورت گیرد، محدودیت‌های آبی و اقلیمی در حاشیه قرار می‌گیرد و فشار بر منابع بیشتر می‌شود. از سوی دیگر، تصمیم درباره تخصیص آب مستقیماً بر تولید، اشتغال و زنجیره‌های وابسته به کشاورزی اثر دارد.

در کشور ما، واکنش معمول به کمبود آب، تعریف پروژه‌های جدید تأمین است؛ از احداث سد و انتقال آب بین حوضه‌ها تا برداشت از منابع زیرزمینی عمیق‌تر. این اقدامات در شرایط مشخص می‌توانند بخشی از نیاز را تأمین کنند، اما جای اصلاح مصرف و تخصیص را نمی‌گیرند. انتقال آب باید با توجه به ظرفیت حوضه مبدأ و پیامدهای آن بررسی شود. برداشت بیشتر از آب زیرزمینی، اگر از میزان تغذیه آبخوان فراتر برود، کسری منابع را تشدید می‌کند. در احداث سد نیز هزینه‌های نگهداری، تبخیر و رسوب‌گذاری باید در کنار منافع طرح سنجیده شود. ارزیابی هر پروژه باید نشان دهد پس از اجرا، تراز منابع و مصارف چه تغییری خواهد کرد. همچنین مدیریت بخشی از روان‌آب‌های ورودی به دریا نیز باید بررسی شود. ذخیره کوتاه‌مدت این جریان‌ها، در نقاط مناسب و با حفظ نیازهای محیط‌زیستی، می‌تواند به تأمین آب کشاورزی و تغذیه آبخوان‌ها کمک کند.

در ارزیابی طرح‌های کشاورزی نیز تنها توجه به افزایش تولید و اشتغال کافی نیست. باید معلوم باشد آب مورد نیاز از کجا تأمین می‌شود، این تأمین تا چه زمانی قابل اتکاست و در سال‌های کم‌آب چه اتفاقی برای طرح و بهره‌برداران خواهد افتاد. توسعه کشت آبی در منطقه‌ای که منابع آن پاسخ‌گوی تعهدات موجود نیست، هزینه‌ای ایجاد می‌کند که ممکن است سال‌ها بعد آشکار شود. این هزینه را می‌توان «بدهی آبی» نامید؛ تعهد به مصرفی که پشتوانه پایدار ندارد یا برداشتی که از ظرفیت تجدیدپذیر منابع فراتر می‌رود. جبران چنین بدهی‌ای، به‌ویژه در آبخوان‌های آسیب‌دیده، با تأمین اعتبار مالی به‌تنهایی ممکن نیست و به زمان و کاهش برداشت نیاز دارد. بنابراین، پیش از تصویب طرح باید اثر آن بر منابع آب و تعهدات آینده مشخص شود.

اصلاح این وضعیت به هماهنگی میان دستگاه‌های مسئول نیاز دارد. تصمیم درباره توسعه تولید در یک بخش، نباید جدا از ظرفیت تأمین آب و نیازهای دیگر گرفته شود. مسئولیت هر دستگاه نیز باید در قبال نتیجه تصمیم‌ها روشن باشد. در این مسیر، چهار اقدام می‌تواند مبنای کار قرار گیرد:

نخست، معیار ارزیابی طرح‌های کشاورزی و آبی باید کامل شود. در کنار تولید، اشتغال و بازده اقتصادی، اثر طرح بر تراز آب، کسری آبخوان و تعهدات بلندمدت مصرف نیز باید محاسبه شود. طرحی که تولید امروز را با کاهش ظرفیت تولید فردا مواجه می کند، نیازمند بازنگری است.

دوم، سازوکار تصمیم‌گیری میان دستگاه‌ها باید تقویت شود. مسئله آب در محدوده اختیارات یک وزارتخانه حل نمی‌شود. لازم است تعارض میان برنامه‌های توسعه، تخصیص آب و حفاظت از منابع، پیش از اجرا بررسی و حل شود. تصمیم مشترک زمانی مؤثر است که مسئولیت اجرا و پاسخ‌گویی نیز مشخص باشد.

سوم، تراز منابع و مصارف آب باید شفاف و به‌طور منظم منتشر شود. تصمیم‌گیران و بهره‌برداران باید بدانند هر حوضه چه میزان آب در اختیار دارد، چه تعهداتی برای مصرف ایجاد شده و کسری منابع در چه وضعیتی است. بدون این اطلاعات، ارزیابی پیامدهای توسعه و نظارت بر تصمیم‌ها دشوار خواهد بود.

چهارم، اصلاح الگوی کشت باید تدریجی و همراه با حمایت اقتصادی باشد. کشاورز بر اساس هزینه، درآمد و امکان فروش محصول تصمیم می‌گیرد. قیمت‌گذاری آب، بیمه محصولات کم‌آب‌بر و مشوق‌های تغییر کشت زمانی مؤثرند که با شرایط بهره‌برداران سازگار باشند و درآمد آنان را قابل اتکا کنند. تغییر الگوی کشت باید هزینه سرمایه‌گذاری و خطر کاهش درآمد کشاورز را نیز در نظر بگیرد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا