حفره ۴۰ درصدی در توزیع بنزین؛ ردپای مصرف بنزین آزاد گم بود؟

توزیع ۴۰ درصد بنزین کشور از طریق کارت‌های آزاد جایگاه‌ها بدون ثبت هویت خودرو، بستر اصلی قاچاق و ناترازی است.

به گزارش خبرنگار مهر، بازار انرژی کشور در سال‌های اخیر با چالش‌های ساختاری پیچیده‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ بحرانی که ریشه آن تنها در روند افزایشی تقاضا یا توسعه ناوگان حمل‌ونقل خلاصه نمی‌شود، بلکه بازتابی از یک نارسایی عمیق در معماری توزیع، حسابداری و نظارت بر حامل‌های انرژی است. بر اساس داده‌های رسمی و گزارش‌های میدانی از شبکه توزیع فرآورده‌های نفتی، حدود ۴۰ درصد از کل بنزین توزیع‌شده در جایگاه‌های سوخت سراسر کشور بدون اتصال به هویت مشخص مالک، پلاک ثبتی یا سهمیه پایه خودرو مصرف می‌شود. این حجم عظیم از سوخت، نه با استفاده از کارت‌های هوشمند شخصی مالکان، بلکه به‌واسطه کارت‌های اضطراری و آزاد موجود در نازل‌ها توزیع می‌گردد. در ساختار داده‌ای سامانه هوشمند سوخت، این تراکنش‌ها به‌صورت کاملاً نام‌ونشان ثبت می‌شوند و مرز میان نیاز واقعی شهروندان، انحراف فرآورده و قاچاق سازمان‌یافته را مخدوش ساخته‌اند.

شکاف ساختاری میان کارت‌های شخصی و نازل‌های آزاد

طرح کارت هوشمند سوخت در اواسط دهه هشتاد با هدف شفاف‌سازی جریان مصرف، ایجاد انضباط داده‌ای و پایش سهمیه به ازای هر خودرو طراحی و اجرایی شد. منطق کلیدی این سامانه مبتنی بر این اصل استوار بود که هر لیتر بنزین خروجی از پالایشگاه تا نقطه احتراق در باک خودرو، دارای شناسنامه، کد رهگیری و پلاک یکتا باشد. با این حال، به مرور زمان و با پدید آمدن برخی چالش‌ها در دسترسی آسان به کارت‌های شخصی، الگوهای مصرف تغییر کرد و کارت‌های آزاد جایگاه‌ها از نقش پوششی و اضطراری به گزینه‌ای جایگزین و پرکاربرد بدل شدند.

زمانی که راننده‌ای از کارت شخصی خود استفاده می‌کند، متغیرهای چندگانه شامل شماره پلاک، نوع کاربری، سهمیه پایه، میزان سوخت باقیمانده، زمان دقیق تراکنش و موقعیت جغرافیایی نازل در پایگاه داده ثبت می‌شود. در نقطه مقابل، بهره‌گیری از کارت‌های جایگاه تنها داده خروج حجم مشخصی از فرآورده از یک تلمبه خاص را ثبت می‌کند، بدون آنکه مشخص باشد کدام خودرو، با چه گنجایشی و برای چه مقصدی این سوخت را دریافت کرده است. استمرار جریان ۴۰ درصدی بنزین در چنین بستر بسته‌ای، یک تاریک‌خانه آماری پدید آورده که مانع از اعمال سیاست‌های دقیق حمایتی و نظارتی می‌شود.

بزرگراه تاریک قاچاق سازمان‌یافته و تاراج منابع عمومی

شکاف قیمتی معنادار میان بهای فرآورده در داخل کشور و نرخ‌های فوب خلیج‌فارس یا بازارهای کشورهای همسایه، انگیزه سوداگری را به شدت تقویت کرده است. وجود این حجم از سوخت فاقد شناسه هویت، بهترین بستر را برای شبکه‌های قاچاق سازمان‌یافته فراهم می‌سازد تا به انباشت و تخلیه مکرر سهمیه‌ها بپردازند. در استان‌های مرزی و مبادی خروجی، کارت‌های آزاد جایگاه‌ها مکرراً برای سوخت‌گیری‌های غیرمتعارف، خودروهای شوتی و تانکرهای فاقد مجوز مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند.

در غیاب سیستم نظارت برخطِ هویت‌محور، سامانه‌های نظارتی توان تفکیک میان یک مسافر نیازمند سوخت آزاد و دلالان کلان را ندارند. در نتیجه، حجم‌های انبوهی از بنزین یارانه‌ای و آزاد با قیمت‌های پایین از چرخه توزیع رسمی خارج شده و از مرزها عبور داده می‌شوند. این عارضه، علاوه بر هدررفت شدید منابع ارزی ملی، فشار مضاعفی را بر دولت تحمیل می‌کند تا کسری ناشی از قاچاق را از طریق واردات پرهزینه یا فشار بر ظرفیت پالایشگاهی جبران کند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا