مزیت قیمتی CNG؛ راهی پاک و کم‌هزینه برای عبور از ناترازی بنزین

در روزهای فشار بر تولید بنزین، CNG و LPG می‌توانند با قیمت کمتر، آلایندگی پایین‌تر و زیرساخت موجود، بخشی از بار سوخت کشور را سبک کنند.

تشدید ناترازی در تولید و مصرف بنزین طی سال‌های اخیر، بار دیگر ضرورت بازنگری در سبد سوخت کشور را به یک مطالبه جدی در حوزه انرژی تبدیل کرده است. رشد تعداد خودروها، افزایش مصرف روزانه، محدودیت توسعه فوری ظرفیت پالایشی و هزینه سنگین واردات یا تأمین بنزین، نشان می‌دهد اتکا به یک سوخت غالب نمی‌تواند راهبردی پایدار برای کشور باشد. در چنین شرایطی، استفاده گسترده‌تر از سوخت‌های جایگزین مانند CNG و LPG، نه فقط یک انتخاب فنی، بلکه یک ضرورت اقتصادی و محیط‌زیستی است.

ایران از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر گاز طبیعی در جهان است و همین مزیت، امکان توسعه مصرف گاز در بخش حمل‌ونقل را با هزینه‌ای به‌مراتب کمتر از بنزین فراهم می‌کند. در این میان، CNG به دلیل برخورداری از زیرساخت نسبتاً گسترده، جایگاه‌های فعال و تجربه چندین‌ساله در ناوگان حمل‌ونقل، بیش از هر گزینه دیگری قابلیت اثرگذاری فوری دارد. از سوی دیگر، LPG نیز در صورت طراحی سازوکارهای ایمن و استاندارد، می‌تواند در بخشی از ناوگان به‌عنوان سوخت مکمل مورد استفاده قرار گیرد و فشار بر مصرف بنزین را کاهش دهد.

CNG؛ مزیت اقتصادی روشن در روزهای ناترازی بنزین

مهم‌ترین مزیت CNG در مقایسه با بنزین، قیمت تمام‌شده پایین‌تر آن برای مصرف‌کننده و همچنین برای اقتصاد ملی است. در شرایطی که تأمین هر لیتر بنزین، چه از محل تولید داخلی و چه از مسیر واردات یا جابه‌جایی بین پالایشگاه‌ها، هزینه بالایی به کشور تحمیل می‌کند، جایگزینی بخشی از مصرف با CNG می‌تواند به کاهش بار مالی دولت و مدیریت بهتر یارانه انرژی منجر شود.

واقعیت این است که هر میزان افزایش مصرف بنزین، نیاز به سرمایه‌گذاری بیشتر در پالایش، حمل‌ونقل، ذخیره‌سازی و توزیع را نیز به همراه دارد. در مقابل، CNG از گاز طبیعی تغذیه می‌کند؛ سوختی که در ایران با مزیت نسبی بالا در دسترس است و استفاده از آن در حمل‌ونقل، امکان بهره‌گیری از منابع داخلی را تقویت می‌کند. از این منظر، توسعه CNG فقط صرفه‌جویی در هزینه خانوار نیست، بلکه به معنای استفاده بهینه از مزیت طبیعی کشور نیز هست.

برای رانندگان به‌ویژه در ناوگان عمومی، تاکسی‌ها، وانت‌بارها و خودروهای پرتردد، تفاوت هزینه سوخت میان بنزین و CNG بسیار تعیین‌کننده است. هرچه پیمایش خودرو بالاتر باشد، صرفه اقتصادی CNG بیشتر خود را نشان می‌دهد. به همین دلیل، توسعه این سوخت می‌تواند مستقیماً هزینه حمل‌ونقل شهری و بین‌شهری را کاهش داده و به‌صورت غیرمستقیم بر کاهش هزینه خدمات و جابه‌جایی کالا نیز اثر بگذارد.

در کنار این موضوع، کشور در سال‌های گذشته برای ایجاد زیرساخت CNG هزینه کرده و اکنون بخش مهمی از این ظرفیت وجود دارد. بنابراین، فعال‌سازی کامل ظرفیت‌های خالی، نوسازی برخی جایگاه‌ها، بهبود شبکه توزیع و تشویق خودروها به استفاده بیشتر از CNG، نسبت به ساخت سریع پالایشگاه‌های جدید یا افزایش واردات بنزین، راهکاری کم‌هزینه‌تر و سریع‌تر به شمار می‌رود.

به گزارش مهر، همزمان نباید از این نکته غافل شد که افزایش سهم CNG در سبد سوخت، می‌تواند امنیت انرژی را نیز تقویت کند. هرچه وابستگی حمل‌ونقل به بنزین کمتر شود، کشور در برابر شوک‌های تولید، مصرف فصلی و فشارهای احتمالی بر زنجیره تأمین سوخت مقاوم‌تر خواهد شد. این موضوع به‌ویژه در فصل‌های اوج سفر یا دوره‌هایی که مصرف بنزین به‌شدت افزایش می‌یابد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

LPG و CNG؛ دو سوخت مکمل برای کاهش فشار بر بنزین

اگرچه CNG در شرایط فعلی عملیاتی‌ترین گزینه برای جایگزینی بخشی از بنزین است، اما LPG نیز می‌تواند در یک چارچوب مشخص، استاندارد و ایمن به‌عنوان سوخت مکمل ایفای نقش کند. تجربه برخی کشورها نشان می‌دهد LPG در صورت برخورداری از شبکه توزیع منظم، تجهیزات استاندارد و نظارت دقیق، قادر است سهمی از نیاز سوخت ناوگان سبک را پوشش دهد.

مزیت LPG آن است که این سوخت نیز نسبت به بنزین می‌تواند از نظر اقتصادی برای برخی مصارف جذاب باشد و در عین حال آلایندگی کمتری تولید کند. البته تفاوت اصلی اینجاست که توسعه مصرف LPG در بخش حمل‌ونقل نیازمند حساسیت بسیار بیشتر در حوزه ایمنی، استاندارد مخازن، نحوه تبدیل خودروها و نظارت بر جایگاه‌هاست. از این رو، هرگونه سیاست‌گذاری در این حوزه باید مبتنی بر ضوابط دقیق فنی باشد تا از شکل‌گیری بازار غیررسمی و ناایمن جلوگیری شود.

در واقع، بحث استفاده از LPG نباید به‌معنای رقابت با CNG تعبیر شود، بلکه این دو می‌توانند در یک الگوی ترکیبی، مکمل یکدیگر باشند. CNG به دلیل زیرساخت موجود و پیوند مستقیم با شبکه گاز کشور، گزینه اصلی و فوری است و LPG می‌تواند در بخش‌هایی که از نظر فنی و اجرایی توجیه‌پذیر است، به کاهش فشار بر مصرف بنزین کمک کند. چنین رویکردی سبب می‌شود سیاست سوخت کشور از حالت تک‌محصولی خارج شده و انعطاف‌پذیری بیشتری پیدا کند.

از منظر محیط‌زیستی نیز هر دو سوخت گازی در مقایسه با بنزین وضعیت مطلوب‌تری دارند. CNG به‌طور معمول آلاینده‌های کمتری نسبت به بنزین تولید می‌کند و در کلان‌شهرهایی که با آلودگی هوا دست‌وپنجه نرم می‌کنند، استفاده بیشتر از آن می‌تواند بخشی از فشار آلایندگی ناوگان شهری را کاهش دهد. LPG نیز در صورت مصرف استاندارد، می‌تواند به کاهش بخشی از آلاینده‌ها کمک کند. بنابراین، توسعه این دو سوخت نه‌فقط سیاستی اقتصادی، بلکه اقدامی در راستای سلامت عمومی نیز هست.

با این حال، موفقیت این مسیر نیازمند چند پیش‌شرط مهم است؛ نخست، سیاست قیمتی باید به‌گونه‌ای باشد که مزیت اقتصادی استفاده از CNG و LPG برای مردم و ناوگان حمل‌ونقل حفظ شود. دوم، زیرساخت‌ها باید به‌روز و قابل اتکا باشند تا مصرف‌کننده با مشکل دسترسی یا افت کیفیت خدمات روبه‌رو نشود. سوم، طرح‌های تبدیل خودرو باید با حمایت مؤثر، تسهیلات مناسب و نظارت دقیق اجرا شود. و چهارم، اطلاع‌رسانی عمومی درباره مزایای اقتصادی، ایمنی و محیط‌زیستی این سوخت‌ها باید تقویت شود.

در پایان باید گفت در شرایطی که کشور با چالش ناترازی بنزین و محدودیت در افزایش سریع تولید آن مواجه است، تکیه بر ظرفیت‌های داخلی گاز می‌تواند یکی از منطقی‌ترین راهکارهای کوتاه‌مدت و میان‌مدت باشد. CNG به دلیل ارزانی، پاک‌تر بودن، زیرساخت موجود و قابلیت جایگزینی سریع، مهم‌ترین گزینه برای کاهش فشار بر بازار بنزین است و LPG نیز در صورت ساماندهی ایمن و استاندارد، می‌تواند به‌عنوان سوخت مکمل نقش‌آفرین باشد.

به بیان دیگر، عبور از چالش بنزین صرفاً با افزایش تولید ممکن نیست، بلکه نیازمند مدیریت هوشمند سبد سوخت است. هرچه سهم CNG و LPG در حمل‌ونقل بیشتر شود، هزینه تأمین سوخت کاهش می‌یابد، امنیت انرژی ارتقا پیدا می‌کند و فرصت بهتری برای مدیریت منابع ملی فراهم می‌شود. اکنون زمان آن رسیده است که سیاست‌گذار انرژی با نگاهی عمل‌گرایانه، از ظرفیت سوخت‌های گازی برای کاهش ناترازی بنزین و حرکت به سمت الگوی پایدارتر مصرف بهره بگیرد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا