
استارلینک پایان حکمرانی ارتباطات در ایران است؟
رئیس مرکز پایش و فراداده مرکز ملی فضای مجازی معتقد است: استارلینک را نمیتوان پایان حکمرانی فضای مجازی دانست؛ همانطور که نمیتوان آن را صرفاً یک ابزار تبلیغاتی دانست.
به گزارش ایسنا، محمد امین اللهداد، رئیس مرکز پایش و فراداده مرکز ملی فضای مجازی در یادداشتی به ابعاد فنی استارلینک و امکانسنجی گسترهی خدمات اینترنت ماهوارهای پرداخته است. متن کامل این یادداشت به این شرح است: “در ۲ مهر ۱۴۰۵ (۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶)، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر جنایتکار جنگی رژیم صهیونیستی در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، یک ترمینال استارلینک را در دست گرفت و آن را «نمادی از امکان دسترسی ایرانیان به اطلاعات و شبکههای اجتماعی» معرفی کرد. یک روز بعد نیز سفیر اسرائیل در سازمان ملل تلاش کرد همان دستگاه را به یکی از اعضای هیئت ایرانی تحویل دهد که البته با واکنشی متناسب از سوی عضو هیئت ایرانی مواجه شد.
نتانیاهو در سخنرانی خود، استارلینک را نه بهعنوان یک محصول مخابراتی، بلکه بهعنوان نمادی از امکان عبور از آن چه محدودیتهای ارتباطی ایران میخواند به کار گرفت. پیام او آشکارا جنبه تبلیغاتی داشت و در ابتدا باید این اقدام را در چارچوب فشار سیاسی و جنگ روایتها تحلیل کرد. بازتاب بین المللی و واکنشها به این پیام حاکی از شکست کمپین نتانیاهو بود؛ چه آنکه ردای نگرانی برای آزادی بیان در ایران یا هر جای دیگری از جهان به قامت چنین قصاب بدنامی با آن پرونده بین المللی از جنایات جنگی زار میزند. اما بازتاب اثرات داخلی آن در ادبیات برخی مسئولین کشور منجر به طرح این پرسش شد که آیا این به معنای آن است که پشت این نمایش سیاسی، هیچ ظرفیت واقعی فناورانهای وجود ندارد؟ و اگر این امکان در اختیار یک دشمن متخاصمی چون رژیم صهیونیستی باشد چه راهکاری برای حفظ امنیت مردم وجود خواهد داشت؟
این یادداشت سعی بر آن دارد که نسبت مسئله اینترنت ماهوارهای و اتصال مستقیم گوشی به ماهواره را با مسئله امنیت ملی و ساختار حکمرانی فضای مجازی ایران، ابتدا از منظر فنی و سپس از منظر حکمرانی فضای مجازی توضیح دهد.
نقطه آغاز: چه میزان از تصویر ارائهشده درباره استارلینک برای ایران، امروز از نظر فنی عملی است و چه میزان به آینده فناوری مربوط میشود؟
پاسخ به این سؤال اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در صورت توسعه ارتباط مستقیم ماهواره با تلفن همراه، موضوع دیگر صرفاً «اینترنت ماهوارهای» نخواهد بود، بلکه به مسئلهای درباره آینده معماری قدرت دیجیتال کشور تبدیل میشود و اینکه آیا هر دولت بیگانهای هر زمان که بخواهد میتواند ارتباطات داخلی کشور را در اختیار خود بگیرد و از آن برای پشتیبانی حمله نظامی، کودتا، عملیات گروهکهای تروریستی تجزیه طلب و… استفاده کند؟ موضوعی که در قرن گذشته و با توجه به محدودیتها و کنترل پذیری رسانهها و ابزارهای ارتباطی آن عصر، بارها ایرانیان را در معرض تاخت و تاز استعمارگران بیگانه قرار داد.
اما پاسخ سوال؛ استارلینک معمولی برای اتصال به اینترنت به پایانه زمینی نیاز دارد. بنابراین، اگر تصور کنیم که با ارسال یا توزیع چند ترمینال، امکان دسترسی گسترده میلیونها نفر به اینترنت پرسرعت فراهم خواهد شد، با واقعیت فنی فاصله داریم. اما فناوری مهمتر Direct-to-Cell(D2C) یا ارتباط مستقیم ماهواره با تلفن همراه است. در این فناوری، ماهواره میتواند با استفاده از تجهیزات ارتباطی ویژه، نقش نوعی دکل مخابراتی در فضا را ایفا کند و با تلفنهای همراه سازگار ارتباط برقرار کند. استارلینک از سالهای گذشته توسعه این فناوری را آغاز کرده و خدمات پیامرسانی ماهوارهای آن در برخی کشورها بهصورت تجاری فعال شده است.
این شرکت همچنین از توسعه خدمات داده و تماس و نسلهای جدید ماهوارههای D2C خبر داده است. در حال حاضر، این فناوری هنوز معادل یک شبکه موبایل زمینی با ظرفیت نامحدود نیست. خود SpaceX نیز میان خدمات فعلی و نسل آینده این فناوری تفاوت قائل است و برای نسل بعدی، افزایش قابل توجه ظرفیت و امکان ارائه ارتباطات پهنباند مستقیم به تلفنهای همراه را هدفگذاری کرده است. بنابراین، اگر منظور از اقدام مورد اشاره نتانیاهو این باشد که همین امروز میتوان با چند ترمینال یا حتی چند ماهواره، شبکه ارتباطی ایران را کنار زد، چنین برداشتی بیشتر جنبه تبلیغاتی و فریب مخاطب را دارد. آنچه نتانیاهو تعقیب میکند، ایجاد و توسعه یک کانال ارتباطی مستقل از شبکه زمینی ایران برای عملیات خرابکارانه است. موضوعی منطبق با رفتار شبکه جاسوسی رژیم صهیونیستی که با ظرفیت استارلینک به عنوان ابزار دارای کاربری دوگانه به جنگ با ایران مطرح میشود.
چرا D2C برای ایران مهمتر است؟ مدل سنتی ارتباط تلفن همراه را میتوان بهصورت ساده چنین نمایش داد:
گوشی ← سیمکارت ← اپراتور ← شبکه ارتباطی داخلی ← اینترنت
این معماری نقاط متعددی برای تنظیمگری و مدیریت ایجاد میکند: اپراتور، سیمکارت، شناسه دستگاه، شبکه انتقال، دروازههای ارتباطی و زیرساختهای داده. اما در یک معماری ماهوارهای میتوان با الگویی متفاوت مواجه شد:
گوشی ← ماهواره ← شبکه ماهوارهای ← اینترنت
البته D2C فعلی همچنان با ملاحظات مهمی از جمله همکاری اپراتورها، طیف فرکانسی و چارچوبهای مقرراتی روبهروست. برای نمونه، مدل تجاری فعلی استارلینک در بسیاری از کشورها بر همکاری با اپراتورهای تلفن همراه استوار است. سناریوهای پایه (نه خوشبینانه و نه بدبینانه) با فرض اینکه این فناوری بخواهد تنها ۲۰ درصد ظرفیت ارتباطات سیار کنونی ایران را پوشش دهد، زمانی طولانیتر از ۱۴۱۵ را پیش بینی میکنند. با این حال، باید به دو نکته توجه داشت؛ اولاً جهت حرکت فناوری روشن است: بخشی از نقطه اتصال از زمین به فضا منتقل میشود و ثانیاً مسئله بحران سازی مصنوعی و عملیات خرابکارانه نیازمند امکانات کمتری است. به همین دلیل این تحول از منظر حکمرانی بسیار مهم است و هرچه ارتباطات کمتر به نقاط اتصال زمینی وابسته شوند، این شکل از قدرت نیز نیازمند بازتعریف خواهد بود.
موضوع دیگر نسبت میان D2C و سامانه رجیستری تلفن همراه است. پاسخ دقیق این است که نقش رجیستری میتواند تغییر کند، اما الزاماً از بین نمیرود. رجیستری زمانی یک اهرم مؤثر برای مدیریت بازار و دسترسی ارتباطی است که تلفن همراه برای استفاده از شبکه ناگزیر به اتصال به اپراتور داخلی باشد. اگر یک دستگاه بتواند بدون عبور از شبکه اپراتور داخلی به یک شبکه ماهوارهای متصل شود، شاید رجیستری دیگر نتواند همان نقش سابق را در کنترل دسترسی ایفا کند. اما شناسه دستگاه، هویت کاربر، اطلاعات حساب، دادههای مکانی و سایر دادههای مرتبط همچنان میتوانند در نظام تنظیمگری و مدیریت دستگاه مورد استفاده قرار گیرند.
بنابراین تحول احتمالی را بهتر است اینگونه بیان کنیم: در عصر ارتباطات ماهوارهای، رجیستری از «دروازه دسترسی به شبکه» به یکی از اجزای «مدیریت دستگاه و هویت دیجیتال» تبدیل خواهد شد. این تغییر، نمونهای از جابهجایی محل اعمال قدرت در فضای دیجیتال است. در واقع، اهمیت اینترنت ماهوارهای و فناوری D2C برای ایران بیشتر از آنکه به تواناییهای امروز آن مربوط باشد، به مسیر توسعه این فناوری و میزان نقش ایران در توسعه و حکمرانی بر آن مربوط است.
جمع بندی فنی: آیا استارلینک میتواند اینترنت ایران را دور بزند؟ در اینجا باید میان سه سطح تفکیک کرد. در سطح نخست، ارتباطات اضطراری و کمظرفیت قرار دارد؛ مانند پیامرسانی و خدمات محدود. این سطح هماکنون نیز در برخی بازارها عملیاتی شده است و ظرفیتها و مخاطرات آن نیازمند بررسی است. در سطح دوم، دسترسی محدود به خدمات داده و اینترنت قرار دارد که فناوری برای حرکت به سمت آن در حال توسعه است. سطح سوم، اینترنت پرظرفیت و همزمان برای میلیونها کاربر است. در این سطح، ظرفیت ماهوارهها، تعداد کاربران، طیف فرکانسی، پوشش، معماری شبکه و محدودیتهای فنی اهمیت زیادی پیدا میکند. از این رو، تصور اینکه در آینده نزدیک تمام کاربران حتی صرفاً در یک کلانشهر بتوانند بدون هیچ محدودیتی به یک شبکه ماهوارهای پرظرفیت متصل شوند، با وضعیت فعلی فناوری فاصله دارد.
اما همانطور که پیشتر گفته شد، یک نکته راهبردی وجود دارد: برای ایجاد اثر امنیتی یا سیاسی، لازم نیست یک فناوری در اختیار همه باشد. حتی یک شبکه ارتباطی با ظرفیت محدود میتواند در شرایط بحرانی، یک مسیر ارتباطی مستقل برای انتقال اطلاعات ایجاد کند. به همین دلیل، استارلینک را بهتر است نه «جایگزین فوری اینترنت کشورها»، بلکه یک لایه ارتباطی خارج از کنترل شبکه زمینی دانست که ظرفیت آن در حال افزایش است.



